غریبترین حس پیروزی؛ ایستاده در مرزِ افتخار و سوگ
غریبترین حس پیروزی؛ ایستاده در مرزِ افتخار و سوگ

میدانم که روزگار جدیدی را آغاز کردهایم؛ روزگاری که با صلابت بیشتری کلید خورده و بسیاری از باورهای بخشی یا همه جمعیت را دستخوش تغییر کرده است. روزگاری که قرار است احترام به تفاوتها در آن بیشتر شود… تفاهمنامه (ولو موقت) امضا شد و چندبار خواستم دربارهاش بنویسم، اما فکر کردم چه باید نوشت؟ آیا میتوان جز آرزوی روزهای بهتر برای ایران، چیز دیگری خواست؟ میدانم بسیاری برای رسیدن به این نقطه، در میدان نظامی، در عرصه دیپلماسی و حتی در کف خیابان تلاش کردهاند. اما کاش بسیاری دیگر نیز امروز در کنار ما و دوش به دوش ما بودند تا با هم نظارهگر امروز میبودیم.